تبليغاتX
کتابداران ارشد86 همدان

هفته کتاب و کتابداری گرامی باد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 8:11 توسط مهدی تلخابی |

 

این وبلاگ  مطالب ارائه شده در کلاس توسط دانشجویان محترم را برای

 

 اطلاع رسانی به شما عزیزان  و استفاده از آنها ایجاد گردیده لذا چنانچه

 

 مطلبی را که نیاز بود تمام دانشجویان کلاس از آن استفاده کنند را به 

 

 پست الکترونیکی  اینجانب به نشانی Mtlib11@gmail.com

 

 

 فرستاده تا آن را برای نمایش و استفاده  در وبلاگ کلاس قرار دهم .

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:52 توسط مهدی تلخابی |

کتابداران ،کتاب رسان يا اطلاع رسان؟

با توجه به بحث های زیادی که در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی مطرح است و مباحثی که در خصوص تفاوت و یا تشابه کاری اطلاع رسانان و کتابداران وجود دارد ذکر این نکته مهم به نظر می رسد که تمام کتابداران ما را نمی توان اطلاع رسان قلمداد کرد چون کار آنها فقط كتاب رساني است. کتابدارانی را می توان اطلاع رسان دانست که در عصر جدید و با استفاده از فناوری اطلاعاتی وشبکه های اطلاعاتی نه تنها کتاب رسانی می کنند کار اطلاع رسانی را نیز انجام می دهند. حال چرا اطلاع رسانی؟ و آیا کتاب رسانی نوعی اطلاع رسانی نیست؟
اطلاع رسانی به قول برخي از كارشناساناصطلاحی جدید با مفهومی کهن است. یعنی اینکه غار نبشته نوعی اطلاع رسانی بوده و تا قبل از اینکه محملی جهت انتقال اطلاعات بوجود نیامده بود اطلاع رسانی انجام می شد ولی کتاب رسانی از وقتی پا به عرصه وجود گذاشت که محملهای اطلاعاتی بوجود آمدند و یا شکل اولیه کتابهای امروزی برای انتقال اطلاعات ایجاد شد.
کتابداران تا قرن نوزدهم درگیر کتاب رسانی بودند تا اطلاع رسانی، چراکه منابع اطلاعاتی بسیار محدودی وجود داشت و گستردگی علوم نیز آنقدر زیاد نبود.
ولی در اواخر قرن نوزدهم همراه با تنوع منابع اطلاعاتی و گشترش شبکه های اطلاع رسانی، و افزایش انتشارات و پدیده انفجار اطلاعات، دسترسی به اطلاعات بجای دسترسی به منابع اطلاعاتی یا مالکیت از ارزش بیشتری برخوردار شد. دیگر مثل گذشته به منابع اطلاعاتی اهمیت داده نمی شد بلکه به مفاهیم و اطلاعات موجود در آن به هر شکلی(بصورت نمایه، چکیده، و ....) که قابل دسترس بود بیشتر توجه نشان داده می شد.
اینجا بود که بین کتابداران و متخصصین اطلاع رسانی تعامل بوجود آمد. در این دنیای جدید کتابداران باید کار اطلاع رسانی را در کنار کتاب رسانی انجام دهند. و اگر خود را با فناوری جدید نزدیک نکنند نمی توان آنها را اطلاع رسان قلمداد کرد.
باید به این نکته توجه کرد که فعالیت اطلاع رسانی در کتابخانه ها در گذشته نیز وجود داشت. مثل نمایه سازی و چکیده نویسی، خدمات آگهی رسانی جاری و خدمات گزینشی اطلاعات. این فعالیت ها همان دقت نظر به دسترسی سریع مراجعان کتابخانه به اطلاعات مورد نظر در محملهای اطلاعاتی است. پس این نکته نیز تائیدی بر فرمایشات دکتر حری است که گفته بودند اطلاع رسانی اصطلاحی است جدید ولی مفهومی کهن دارد.
پس کتابداران ما باید در عصر حاضر هم کتاب رسان خوب و هم اطلاع رسان موفقی باشند تا بتوانند همپای متخصصان اطلاع رسانی به ارائه خدمات در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی بپردازند.
با مطالعاتی که انجام شده و با تمام نقطه نظرات متفاوت و متناقض نویسنده های این حوزه همانطور که متخصصان اطلاع رسانی را نمی توان کتابدار قلمداد کرد، کتابداران را نیز نمی توان اطلاع رسان به معنای واقعی نامید.
و ذکر این تفاوت مهم ضروری است که هیچوقت اطلاع رسان را نمی توان کتاب رسان تلقی کرد ولی کتابدار را می توان اطلاع رسان خطاب نمود.

 

منبع :پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:38 توسط مهدی تلخابی |

دكتر عباس حرّی

 

 

دانشگاه تهران، گروه کتابداری و اطلاع رسانی 

 

بدنویسى چنان از اهمیت برخوردار است که هر تحصیل‌کرده‌اى باید کم و بیش با آن آشنایى داشته باشد. بسیارى از افراد ممکن است درواقع بد بنویسند، اما قواعد آن را تنها شنیده باشند. به همین دلیل، این خطر وجود دارد که پس از مدتى نسبت به این سنت شریف بیگانه شوند . نوشتن درباره‌ى بدنویسى در واقع تحت قاعده درآوردن تجربه‌هایى است که طى سال‌ها بدنویسى حاصل آمده یا از آثار دیگران آموخته شده است.

دلیل این که تاکنون کسى به چنین امر خطیرى دست نیازیده است شاید این باشد که هیچ‌کس شرایط لازم را در خود نیافته است؛ یعنى کسى که هم بد بنویسد و هم بداند که بد مى‌نویسد. این دو شرط اساسى، خوشبختانه­، در نگارنده جمع است و دریغش آمد تا مشتاقان و هم‌قلمان را بى‌نصیب بگذارد.

شاید علاقه‌مندان تازه‌کار، پس از خواندن این نوشته دریابند که بد نوشتن کار چندان دشوارى نیست و قواعد آن را مى‌توان به سادگى فراگرفت و به کار بست. هر چند نفر که این قواعد را به درستى بیاموزند، نگارنده به اجر خود رسیده است.

نه اصل اساسى را مى‌توان براى توفیق در بدنویسى به یاد سپرد، اما باید توجه داشت که جمع آوردن همه‌ى این 9 اصل در نوشته‌اى واحد، کار بدنویسان تازه‌کار نیست و ممکن است نتوان به سادگى به این مهم دست یافت. لیکن هر چه تعداد بیش‌ترى از آن در نوشته گرد آید مطلوب‌تر است.

 

اصل 1. خواننده را ندیده بگیر

بدنویس خوب کسى است که جهان را به دونیم تقسیم مى‌کند: خود و دیگران. در نوشتن باید چنان کنى که گویى نیم دوم وجود ندارد. پیام خود را در بطرى نهاده در دریا رها کن، سرانجام ممکن است زمانى، کسى، درجایى آن را بیابد و از مضمون آن آگاه شود.

هنگامى که قلم در دست مى‌گیرى به مخاطب خاصى میندیش. با مخاطبان غیرمتخصص چنان سخن بگو که با متخصصان هم‌رشته‌ى خویش. این دون شأن بدنویس است که زبان و بیان خود را به "سادگی" بیالاید و نوشته‌ى خود را تا اندازه درک مخاطبان کم‌دانش، خفیف کند. ایشانند که باید مشقت بکشند و از میان افاضات بدنویس کشف رمز کنند.

علاوه براین، احتیاط شرط عقل است؛ بهتر است خوانندگان حد خود را بشناسند و هوس نکنند به ذهنیات تو نزدیک شوند. هر چه بدتر بنویسى خوانندگان کمترى خواهى داشت و این ایمنى تو را تضمین مى‌کند. به طور اساسى از پدیده‌اى به نام خواننده فاصله بگیر. موجود فضولى است و مى‌کوشد به طور دقیق بداند چه مى‌گویی. همین دخالت بى‌جاى این موجود مزاحم سبب مى‌شود که تو وقت گرانبهایت را صرف آن کنى که امکان نزدیکى او را به ذهن خود بیشتر فراهم سازی. هر چه بیش‌تر به ذهن تو نزدیک شود بیش‌تر از تو انتظار دارد و تو هم باید انتظاراتش را بیش‌تر برآوری. عقل سلیم حکم مى‌کند که از آغاز هوشیار باشی. از ابتدا به بدنویسى شهره باش، به طور یقین خواننده‌اى نخواهى داشت، و به دنبال آن کسى هم آرامش ذهن تو را برهم نخواهد زد.

حسن دیگر این کار این است که مى‌توانى هر بار مدعى نوع خاصى خواننده شوی. اگر براى کودکان نوشتى و نفهمیدند بگو که براى بزرگسالان نوشته‌ای. هرگاه بزرگسالان سردرنیاوردند بگو همیشه آثار خوب سال‌ها پس از مرگ خالق آن‌ها شناخته مى‌شود. تا آن وقت هم که مرده و که زنده است!

پیوسته به خاطر داشته باش که خواننده موجودى مدعى و طلبکار است. اگر تمام قلم خود را هم در عسل فرو کنى و براى گل روى او روى کاغذ بدوانى، نیش خود را خواهد زد. بهتر است از آغاز، تکلیفت را با او روشن کنی. بهترین راه قطع ارتباط با خواننده این است که گربه را دم حجله بکشی. با عنوان نوشته‌ات آغاز کن. همیشه عنوانى را به کار ببر که ربطى به متن نوشته‌ات نداشته باشد. عنوان را یک بار سبک و سنگین کن، اگر دیدى چیزى از آن دستگیرت مى‌شود بى‌درنگ کنارش بگذار. اما هرگاه دریافتى که عنوانت خواننده‌ى نابکار را به بیراهه مى‌کشد و فریب مى‌دهد، در نخستین حرکت خود توفیق داشته‌ای.

 

اصل 2. پرگو و بى‌ربط­ ‌گو باش

براى آن که اطمینان یابى خواننده را به کلى از صحنه بیرون رانده‌اى، نوشته‌ات را با جمله‌ها و عبارت‌هاى دور و دراز آراسته کن. باید تلاش کنى که خواننده پى نبرد که کدام کلمه متعلق به کدام خبر است. مرجع‌هاى ضمیرت را چنان مبهم انتخاب کن که خواننده نتواند با اطمینان به منظورت پى ببرد. هیچ لذتى بالاتر از این نیست که خواننده‌ى سرگردان را مجسم کنى که هاج و واج در مقابل نوشته‌ى تو در گل مانده است.

هیچ گاه از واژه‌هاى ساده و روشن استفاده مکن. این کار را به همان خوب‌نویسان ساده‌دل وابگذار. تو باید واژه‌هایى را برگزینى که همگان درنیابند. مهم‌تر آن که باید آن‌ها را چنان کنار یکدیگر بچینى که پیوندى با یکدیگر نداشته باشند. اگر حس کردى که هر کلمه در نوشته‌ى تو هویت ویژه‌اى یافته است و در کنار کلمات دیگر ناظر بر معنى و اندیشه‌ى واحدى است، بدان که از اصول بدنویسى عدول کرده‌ای.

سعى کن در هر جمله‌اى اندیشه‌هاى فراوان و متفاوتى را جاى دهى که همگى ناقص، نارسا و نامربوط باشند. مبادا وسوسه شوى و جمله‌هاى پیچیده و چند سطرى را به جمله‌هاى کوتاه، ساده و روشن تبدیل کنی. با این کار به خواننده اجازه داده‌اى که گامى به تو نزدیک شود و این خطرآفرین است.

اگر هوس کردى که متنى را ترجمه کنى، پیوسته استقلال رأى خود را حفظ کن. نگران آن مباش که نویسنده‌ى اصلى چه گفته است. تو خود آن چه دریافته‌اى بنویس. هرگاه دریافتى که نویسنده‌ مطالبى را نگفته است، تو مى‌توانى به جاى او بگویی. به هر حال انسان جایزالخطا است. ممکن است مطالبى در ذهن داشته که قادر به بیان آن‌ها نبوده است. تو که از چنین کفایتى برخوردارى اجازه دارى ذهنیات بیان نشده‌ى او را نیز بشکافى و بیان کنی. به طور یقین نویسنده‌ى اصلى سپاسگزار تو خواهد بود.

 

اصل 3. به پیوستگى نوشته‌ات میندیش

یکى از آفت‌هاى بدنویسى رعایت پیوستگى و وحدت در نوشته است. پرهیز کن که واژه‌ها هویت‌ساز جمله‌ها، جمله‌ها هویت‌ساز بندها، بندها هویت‌ساز فصل‌ها، و همه‌ى آن‌ها هویت‌ساز نوشته‌ات باشند! این نهایت ساده‌دلى است که فکر کنى رشته‌اى نامربوطى مى‌بایست این اجزا را از ابتدا تا انتها به هم ربط دهد. چنین "ربطی" ربطى به بدنویسى ندارد. بندها باید نه استقلال درونى داشته باشند و نه نسبت به بندهاى دیگر داراى وابستگى بیرونى باشند. هرگاه هر بند از نوشته‌ات فقط حول یک اندیشه بگردد، بدنویس موفقى نخواهى بود. بکوش که در هر بند به چند مطلب نامرتبط بپردازی. هرگاه هر بند از نوشته‌ات حاصل منطقى بند قبلى و مقدمه‌اى براى بند بعدى باشد، از اصول بدنویسى بسیار دور مانده‌ای.

در هر بند هر چه دلت مى‌خواهد بگو و چندان نگران طول و عرض آن نباش. مبادا که مرز هر بند با بند دیگر را تمایز میان دو اندیشه مشخص کند. این راه درستى براى پایان هر بند و آغاز بند دیگر نیست. راه درست آن است که خط‌کشى در دست داشته باشى و تصمیم بگیرى که به طور مثال هر 15 یا 20 سانتى‌متر از نوشته‌ات یک بند را تشکیل دهد. براى این کار از وجب هم مى‌توان استفاده کرد. هر کجا فکر مى‌کنى باید بند را پایان دهى، بى‌درنگ نقطه‌اى بگذار و سپس وارد بند دیگر شو. نگران آن نباش که مطلب آن بند پایان یافته یا ناقص مانده است. مطلوب‌ترین صورت نوشته‌ى بد آن است که مجموع بندهاى یک فصل از نوشته شبیه مجموع محتویات کشکول درویشان باشد. هر چه از هر جا دستت رسید در آن بریز. همان وجه مشترک که همگى در یک کشکول گرد آمده‌اند کافى است.

 

 

اصل 4. هدف را فراموش کن

هدف داشتن در نوشته کسرشأن بدنویسى و اهانت به منزلت بدنویسان است. بدنویس خوب کسى است که آن چه بر قلمش جارى شد بنویسد. خوانندگان که به هر حال باید در این دنیا تقاص خواننده بودن خود را پس بدهند، محکوم هستند که هدفى را به نوشته‌ى تو نسبت بدهند، چون این موجودات مزاحم را عادت داده‌اند که در نوشته به دنبال هدف بگردند. خوب، آن‌ها چنین اصرارى دارند،‌ خودشان هم باید هدفى پیاده کنند و به نوشته‌ى تو نسبت دهند. این وظیفه‌ى تو نیست.

اگر هدفى نداشتى موظف هم نخواهى بود که از ابتدا تا انتها خط واحدى را دنبال کنی. هر وقت هر چه به یادت آمد و در زوایاى ذهنت داشتى بیرون بکش و بر روى کاغذ بیاور. نگران بى‌ربط بودن آن‌ها نباش. این خوانندگانى که من مى‌شناسم چیزهایى را به نوشته‌ى تو نسبت مى‌دهند که فکرش را هم نکرده‌ای.

 

اصل 5. نسبت به منابع پیشین بى‌اعتنا باش

اگر پیش از تو کسانى مطالبى نوشته‌اند که با مطالب نوشته‌ى تو نزدیکى دارد، به تو مربوط نیست. بدنویس موفق کسى است که چنان بنویسد که گویى آن چه نوشته بدایعى است که تنها بر او الهام شده و پیش از او کسى چیزى در آن باب ندیده و ننوشته است. توفیق در این امر چند راه دارد: اول این‌که آن‌چه را دیگران پیش از این نوشته‌اند نخوانی. جهل نسبت به آن‌ها بار مسؤولیت تو را سبک‌تر مى‌کند. دوم این‌که اگر خواندى، هر چه خواستى استخراج کن و در نوشته‌ات به نام خود جا بزن. که مى‌فهمد! سوم این‌که اگر از آثار دیگران سود بردى و به آن‌ها اشاره هم کردى، طورى ارجاع بده که خواننده به هیچ وجه نتواند به آن‌ها رجوع کند و اشاره‌هاى تو را بیابد. تا مى‌توانى اطلاعات مأخذ را نادرست و نارسا ذکر کن. نه شماره‌ى جلد درست باشد و نه شماره‌ى صفحه. اگر کل مأخذ اشتباه باشد چه بهتر!

در اصل، چرا تو این همه‌ى زحمت بکشى و دقت کنى که مبادا در ارجاع به مأخذ لغزشى روى دهد؟ که خواننده‌ى پخته‌خوار نمک‌نشناس به راحتى و بدون دغدغه بتواند محل دقیق اطلاعات را شناسایى کند؟ مگر رمز اصلى بدنویسى خصومت با خواننده نیست؟ پس او را پى نخود سیاه بفرست. چیزى را از جایى بگیر و به جاى دیگر ارجاع بده. بگذار خواننده به قدرت و تسلط تو در بدنویسى پى ‌ببرد.

فهرست مآخذ نیز در عالم بدنویسى آرایشى بیش نیست. مشخصات مشتى کتاب و مقاله و مانند آن را به انتهاى نوشته‌ات بچسبان. بدنویس صادق تلاش نمى‌کند که حتماً بین مآخذ و نوشته‌اش رابطه‌اى باشد. اگر از چهار منبع استفاده کرده‌اى مشخصات بیست منبع را در فهرست مآخذ بیاور. اگر دلیل این اختلاف را پرسیدند، بگو که "براى مطالعه‌ى بیشتر" آورده‌ای.

 

اصل6. راه و رسم نگارش را کنار بگذار

چه کسى گفته است که باید "نمکنشناس" و "زیستشیمیدان" و "ایحجتخدا" را جدا نوشت؟ چه کسى گفته است که نباید بنویسى "باو گفتم" و حتماً باید بنویسى "به او گفتم"؟ چه کسى گفته است که آخر جمله باید نقطه بگذاری؟ یا ویرگول را کجا به کار ببرى و کجا به کار نبری؟ هر کجا هر طور که مى‌پسندى عمل کن: "هیچ آدابى و ترتیبى مجوی". این‌ها تلاش‌هاى بیهوده‌اى است که عده‌اى بیکاره و خوش خیال بر خود هموار کرده‌اند و مى‌پندارند که راه و رسم نگارش را به دیگران مى‌آموزند. در بدنویسى پایبند هیچ‌یک از این گزافه‌ها مباش.

در به کار بردن نشانه‌هاى سجاوندى هم مهم نیست چه راهى را در پیش گیری. کافى است کیسه‌اى پر از نقطه و ویرگول و علامت سؤال و تعجب و ... داشته باشى و بپاشى روى نوشته‌ات. نشانه‌ها‌ هر کجا فرود آمد، همان‌جا خوب است. به هر حال، مهم آن است که نشان دهى این نشانه‌ها را مى‌شناسى، جاى آن مهم نیست.

 

اصل7. دیگران را خفیف بشمار

مگر نه آن است که بدنویس جهان را به دو نیم مى‌بیند: خود و دیگران؟ و مگر نه این است که "دیگران" به پشیزى نمى‌ارزند؟ پس بدنویس باید براى وفادار ماندن به این اصل، آن "دیگران" را پیوسته خوار شمارد و این خوار شمردن را در نوشته‌ى خود بروز دهد. بدنویس خوب کسى است که به دیگران بتازد و دیگران وى را به این صفت بشناسند و از او فاصله بگیرند. اهانت از رموز بدنویسى است، زیرا بدین ترتیب کسى جسارت آن نخواهد یافت که به اعمال بدنویسى بپیچد و بر او خرده بگیرد. پس بکوش که به دیگران لجن بپراکنی.

مهم نیست که چه چیز را بهانه‌ى تاخت و تاز قرار دهی. اگر مى‌خواهى از اندیشه‌ى کسى انتقاد کنى، لازم نیست زحمت بکشى و متن را مطالعه کنى تا به جوهر اندیشه‌ى طرح شده دست یابى و سپس نگرش او را بیازمایی. کافى است کشف کنى که براى مثال عادت دارد قاشق را در دست چپ بگیرد. در معایب این کار داد سخن بده و آن‌گاه نتیجه بگیر که چنین فرد چپ دستى شایسته‌ى آن نیست که چنین و چنان بیندیشد. بدنویس موفق کسى است که بتواند "شقیقه" را با هر پدیده‌‌ى دیگرى ربط بدهد. در عالم بدنویسى "لایتچسبک" وجود ندارد.

 

اصل 8. به محل درج نوشته میندیش

مقام بدنویسى والاتر از آن است که دل‌نگران آن باشى که نوشته‌ات کجا درج خواهد شد. اگر گفتند مقاله‌اى براى مجله‌اى تخصصى بنویس، همان‌گونه بنویس که کتابى دویست صفحه‌اى را مى‌نویسی. اگر براى مجله‌اى مى‌نویسى که مخاطب عام و غیر متخصص دارد، همان مقاله را براى آن مجله هم بفرست. نوع خواننده که اهمیت ندارد.

اگر خواستند مقاله‌اى پانصد کلمه‌اى براى دایره ‌المعارف بنویسى، مقاله‌اى سه هزار کلمه‌اى بنویس. یعنى در واقع سر و ته کتاب یا مقاله‌ى قبلى‌ات را بزن و به مقاله‌ى دایره المعارف تبدیلش کن. با این کار از دو جهت سود برده‌ای: اول، مقاله‌ات بى‌سروته خواهد شد و این خود نشانه‌ى پایبندى و وفادارى به اصول بدنویسى است. دوم، مى‌توانى بگویى که تلاشت را کرده‌اى و این مطلب طورى است که در کم‌تر از سه هزار کلمه نمى‌گنجد. اگر دایره المعارف حق‌الزحمه‌ى تو را بر حسب تعداد کلمه پرداخت کند، از این بایت سودى هم نصیبت خواهد شد.

 

اصل9. هرگز نوشته‌ات را دوبار مرور مکن

اوقات بدنویسان گرانبهاتر از آن است که به امورى بیهوده نظیر بازخوانى نوشته و امثال آن بگذرد. آنچه را نوشتى دیگر تمام است. بازگشتن و نوشته را از آغاز مرور کردن کارى زیانبار است. اگر هر گونه اصلاحى در نوشته‌ات صورت دهى، تو را از عالم بدنویسى دور خواهند کرد. چه ممکن است خداى ناکرده چیز بى‌ربطى را حذف کنى، مطلب از قلم افتاده‌اى را به آن بیفزایى، یا جاى دو جمله یا بند را تغییر دهی. کافى است فکر کنى که همین دگرگونى‌هاى به ظاهر کوچک، یکباره "بدنوشته"ى تو را به عرضه‌ى ناخوشایند و نامطلوب خوب‌نویسى مى‌کشاند. تکرار این جرم‌ها آرام آرام سبب خواهد شد که زمانى چشم بگشایى و دریابى که بدنویسان جملگى تو را از جرگه‌ى خود بیرون رانده‌اند. جرم‌ها همیشه ناشى از غفلت‌هاست. مبادا آنچه را پیشینیانت به "دو گندم" فروختند به "جوی" بفروشی. لذت بدنویسى را با زحمت خوب‌نویسى معامله مکن که در این داد و ستد، تنها یک تن سود خواهد برد: دشمن تو، خواننده.

 

 

درباره نویسنده:

پروفسور عباس حرّی، متولد 1315 مشهد

استاد علوم کتابداری و اطلاع­رسانی، دانشگاه تهران

سردبیر مجله­های                کتابداری

علوم تربیتی و روانشناسی

اطلاع­شناسی

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 8:14 توسط مهدی تلخابی |

 بررسي استنادي مقالات منتشر شده در مجله الکترونیکی نما در سال 1385

محمدامين عرفان منش

 كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز

 


چكيده
اين پژوهش با روش تحليل استنادي، مأخذ مقالات منتشر شده در مجله الکترونیکی نما در سال 1385 را مورد بررسي قرار داده است. از 95 مقاله بررسي شده شامل 67 مقاله تاليفي و 28 مقاله ترجمه اي، 1247 استناد استخراج و تحليل شده است. ميانگين استنادها براي هر مقاله 12/13، بالاترين ميزان استناد، به نشريات ادواري به ميزان 56/36 درصد تعلق دارد و 44/69 درصد از استنادها به زبان انگليسي بوده است. همچنين مواردي مانند پر استنادترين مجلات فارسي، پر استنادترين نويسندگان، ميزان مشاركت نويسندگان و مترجمان، سطح علمي و رشته تحصيلي نويسندگان و مترجمان و فعال ترين نويسندگان و مترجمان نيز بررسي شده است.
 كليدواژه ها: تحليل استنادي، مجله الکترونیکی نما
 
مقدمه
تحليل استنادي يكي از روش هاي علم سنجي است كه به ارزيابي متون علمي بر اساس شمارش استنادهاي تعلق گرفته به آن متون مي پردازد. با استفاده از اين روش مي توان كيفيت مقالات را بررسي، تاثير مجلات را در حوزه علمي خود مشخص و ميزان اعتبار مجلات را در آن زمينه موضوعي تعيين نمود.
 
اهداف پژوهش
هدف كلي پژوهش حاضر، تحليل استنادي مقالات منتشر شده در مجله الکترونیکی نما در سال 1385 است. ديگر اهداف پژوهش عبارت است از:
1. تعيين تعداد كل مقالات منتشر شده در سال مورد بررسی و تاليفي و ترجمه اي بودن  آن ها
2. تعيين تعداد كل استنادها و ميانگين استنادها در هر مقاله
3. تعيين ميزان استناد به كتاب، نشريات ادواري، پايان نامه ها و ساير محمل هاي اطلاعاتي
4. تعيين زبان استنادها
5. تعيين ميزان مشاركت نويسندگان و مترجمان در تاليف و ترجمه مقالات
6. تعيين رشته تحصيلي و سطح تحصيلات نويسندگان و مترجمان مقالات
7. تعيين پر استنادترين مجلات فارسي مورد استناد نويسندگان مقالات
8. تعيين پر استنادترين نويسنده مورد استناد نويسندگان مقالات
9. تعيين فعال ترين نويسنده در ميان نويسندگان و مترجمان مقالات مورد بررسي
 
پرسش هاي اساسي پژوهش
در پژوهش حاضر تلاش شده تا به سوالات زير پاسخ داده شود:
1. تعداد كل مقالات منتشر شده در سال مورد بررسي و ميزان تاليفي يا ترجمه اي بودن آن چقدر است؟
2. تعداد كل استنادها و ميانگين آن در هر مقاله چقدر است؟
3. ميزان استناد به انواع محمل هاي اطلاعاتي چگونه است؟
4. توزيع استنادهاي مقالات مورد بررسي از نظر زبان چگونه است؟
5. ميزان مشاركت نويسندگان و مترجمان در مقالات مورد بررسي چگونه است؟
6. رشته تحصيلي و سطح تحصيلات نويسندگان و مترجمان مقالات چيست؟
7. نويسندگان مقالات مورد بررسي، به مقالات كدام مجله بيشتر استناد كرده اند؟
8. نويسندگان مقالات مورد بررسي، به كدام نويسنده بيشتر استناد كرده اند؟
9. فعال ترين نويسنده و مترجم در مقالات مورد بررسي چه كسي بوده است؟
 
روش و جامعه پژوهش
اين پژوهش از نوع پيمايشي- تطبيقي مي باشد. در اين پژوهش با استفاده از روش تحليل استنادي، جامعه مورد مطالعه كه شامل 95 مقاله منتشر شده در مجله الکترونیکی نما در سال 1385 است، مورد بررسي قرار گرفته است. براي انجام اين كار، تمامي استنادهاي مقالات مورد بررسي روي فيش هاي مربوطه وارد شده و سپس با توجه به سوالات مطرح شده، شمارش هاي لازم انجام گرفته و داده ها تجزيه و تحليل شده اند.
 
پيشينه پژوهش
محقق پس از بررسي تحقيقات انجام گرفته در داخل و خارج از كشور در زمينه بررسي استنادي مقالات مجلات، با يافته هاي فراواني مواجه گرديد. در زير تنها پيشينه اي از پژوهش هاي انجام گرفته در زمينه تحليل استنادي مقالات مجلات كتابداري و اطلاع رساني ارائه مي گردد.
فاطمه محمدزاده در پايان نامه خود تحت عنوان بررسي وضع استناد در مجلات فارسي كتابداري و اطلاع رساني جاري از آغاز انتشار تا پايان سال 1374، به تحليل استنادي مقالات تاليفي مندرج در مجلات فارسي كتابداري و اطلاع رساني جاري پرداخته است. طبق نتايج اين پايان نامه، در كليه مجلات مورد بررسي استناد به كتاب نسبت به ساير انواع منابع، به طرز آشكاري زيادتر بوده است. بررسي زبان منابع مورد استناد نشان مي دهد كه ميزان استفاده از متون و منابع لاتين بسيار كمتر از متون و منابع فارسي و عربي است. در ميان كل مجلات مورد بررسي، تعداد منابع هسته اصلي بسيار اندك بوده كه فقط 4 مجله فارسي به عنوان هسته مشخص شده اند. در ميان مجلات مورد بررسي در اين پژوهش، تعداد مولفان هسته اصلي نيز بسيار اندك بوده كه تنها يك مولف با بالاترين فرا واني استناد بوده است. (محمدزاده، 1374)
افسانه تيمورخاني در پژوهشي با عنوان تحليل استنادي مقالات تاليفي فصلنامه كتاب، به بررسي الگوي رفتار علمي مولفان نشريه فصلنامه كتاب در مورد چگونگي استفاده از منابع علمي پرداخته است. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه در 198 عنوان مقاله، 1730 بار استناد شده است. تعداد متوسط استناد در هر مقاله برگرفته از پايان نامه، 17/10استناد است. بالاترين ميزان استناد (61/48 درصد) مربوط به كتاب است. 50 درصد از استنادها به منابع انگليسي زبان است. كتاب ها با 7 سال و 11 ماه بالاترين و منابع الكترونيكي با 3 ماه، پائين ترين ميانگين نيمه عمر را دارند. (تيمورخانی، 1381)
رويا مقصودر دريه در پژوهشي با عنوان بررسي استنادي مقالات در مجلات علوم اطلاع رساني، فصلنامه پيام كتابخانه، فصلنامه كتاب و كتابداري در سال هاي 1378-1379، تعداد 1819 استناد به مقالات مجلات فوق را بررسي كرده و عواملي مانند پر استنادترين مجله فارسي و خارجي، پر استنادترين نوع و زبان مواد مورد استناد، بررسي ميزان مشاركت نويسندگان در نگارش مقالات، بررسي ميزان تاليفي يا ترجمه اي بودن مقالات و مقايسه و تجزيه و تحليل نتايج حاصل از استنادهاي مجلات مورد بررسي با هم را مشخص كرده است. (مقصودی دریه، 1381)
  
يافته هاي پژوهش
تعداد كل مقالات منتشر شده: در سال 1385، 95 مقاله در مجله الکترونیکی نما منتشر شده است که از این تعداد، 53/70 درصد (67 مقاله) مقاله تاليفي و47/29 درصد (28 مقاله) مقاله ترجمه اي هستند. (جدول 1)

 جدول 1. مقالات منتشر شده در سال 1385

 

مقالات تاليفي

مقالات ترجمه اي

مجموع

1380

67

28

95

 

 
تعداد كل استنادها و ميانگين آن در هر مقاله
95 مقاله مورد بررسي، در مجموع داراي 1247 استناد بوده اند كه ميانگين تعداد استنادها براي هر مقاله، 12/13 استناد است. همچنین میانگین استنادها در مقالات تالیفی 04/11 استناد و در مقالات ترجمه ای 21/18 استناد می باشد.
 
ميزان استناد به انواع منابع اطلاعاتي در مقالات مورد بررسي
از نظر استفاده از ابزارهاي متفاوت كسب و اشاعه اطلاعات علمي، بررسي نشان داد كه در كل، استناد به نشريات ادواري بيش از ساير منابع اطلاعاتي بوده و پس از آن، كتاب در رده دوم قرار مي گيرد. (جدول2)


جدول2. استناد به انواع منابع اطلاعاتي

 

درصد

تعداد

نوع مدرک

85/18

235

کتاب

65/36

457

نشریات ادواری

6/1

20

پایان نامه

45/5

68

سمینار

17/23

289

وبسایت

5/4

56

گزارش

46/7

93

سایر

32/2

29

نامشخص

100

1247

مجموع

 

 
 با توجه به جدول فوق ميزان استناد به نشريات ادواري 65/36 درصد (457 مورد)، كتاب 85/18 درصد (235 مورد)، وب سايت 17/23 درصد (289 مورد)، پايان نامه 6/1 درصد (20 مورد)، سمينار و كنفرانس ها 45/5 درصد (68 مورد)، گزارش ها 5/4 درصد (56 مورد) و ساير محمل هاي اطلاعاتي46/7 درصد (93 مورد) بوده است. همچنين نوع 32/2 درصد (29 مورد) از استنادها نيز مشخص نبود.
 
زبان استنادهاي مقالات مورد بررسي
از مجموع 1247 استناد بررسي شده، 866 مورد (44/69درصد) به زبان انگليسي، 380 مورد (4/30درصد) به زبان فارسي و 3 مورد (16/. درصد) به ساير زبان ها بوده است. (جدول 3)


جدول3. زبان استنادهاي مقالات مورد بررسي

 

زبان استنادها

تعداد

درصد

استنادهای فارسی

380

4/30

استنادهای انگلیسی

866

44/69

استناد به سایر زبان ها

3

16/.

مجموع

1247

100

 

 
ميزان مشاركت نويسندگان و مترجمان در مقالات مورد بررسي
95 مقاله منتشر شده در مجله الکترونیکی در سال 1385، داراي 139 نويسنده يا مترجم بوده است. از مجموع 95 مقاله مورد بررسي، 65 مورد (43/68 درصد) داراي يك نويسنده يا مترجم، 21 مورد (1/22 درصد) داراي دو نويسنده يا مترجم، 7 مورد (37/7 درصد) داراي سه نويسنده یا مترجم، 1 مورد (05/1 درصد) دارای چهار نویسنده یا مترجم و 1 مورد (05/1 درصد)دارای 7 نویسنده بوده است. (جدول 4)


 جدول4. مشاركت نويسندگان و مترجمان در مقالات مورد بررسي

 

مشارکت نویسندگان و مترجمان

تعداد

درصد

مقالات دارای یک نویسنده یا مترجم

65

43/68

مقالات دارای دو نویسنده یا مترجم

21

1/22

مقالات دارای سه نویسنده یا مترجم

7

37/7

مقالات دارای چهار نویسنده یا مترجم

1

05/1

مقالات دارای هفت نویسنده یا مترجم

1

05/1

مجموع

95

100


 رشته تحصيلي و سطح تحصيلي و علمي نويسندگان و مترجمان مقالات مورد بررسي
بر اساس جدول شماره 5، از مجموع 139 نويسنده و مترجمي كه در تاليف و ترجمه مقالات مورد بررسي مشاركت داشته اند، 94 نفر (62/67درصد) داراي تحصيلات در رشته كتابداري و اطلاع رساني بوده اند. همچنين بر اساس جدول شماره 6، بيشترين فراواني نويسندگان و مترجمان بر اساس سطح تحصيلي و علمي آن ها، مربوط به دانشجویان کارشناسی ارشد با فراواني 42 نفر (21/30 درصد) مي باشد.


 جدول5. رشته تحصيلي نويسندگان و مترجمان مقالات مورد بررسي
 

رشته تحصيلي نويسندگان و مترجمان

فراواني

درصد

كتابداري و اطلاع رساني

94

62/67

الکترونیک و مخابرات

16

52/11

کامپیوتر

6

32/4

مدارک پزشکی

2

44/1

نامشخص

21

1/15

مجموع

139

100

 


جدول6. سطح تحصيلي و علمي نويسندگان و مترجمان مقالات مورد بررسي

 

سطح تحصيلي نويسندگان و مترجمان

فراواني

درصد

كارشناس

17

24/12

دانشجوي كارشناسي ارشد

42

21/30

كارشناس ارشد

30

58/21

دانشجوي دكتري

7

03/5

هيات علمي

26

7/18

نامشخص

17

24/12

مجموع

139

100

 


 پر استنادترين مجلات فارسي مورد استناد نويسندگان مقالات مورد بررسي
در اين بررسي از آزمايش برادفورد جهت تعيين مجلات هسته مورد استفاده، به دليل اندك بودن تعداد استنادها صرف نظر شده و تنها مجلات بر اساس ميزان استناد به آن ها، مرتب شده و مجلات پر استناد مشخص شده اند. بر اساس جدول شماره 7، فصلنامه پیام کتابخانه با 19 استناد، بيشترين ميزان استناد را به خود اختصاص داده است. نويسندگان مقالات مورد بررسي در مجموع به مقالات 32 نشريه مختلف استناد كرده اند.


 جدول7. مجلات فارسي مورد استناد توسط نويسندگان مقالات مورد بررسي

عنوان مجله

تعداد استناد

عنوان مجله

تعداد استناد

پیام کتابخانه

19

شبکه

2

فصلنامه كتاب

18

علم و آینده

2

نما

18

کامپیوتر و ارتباطات

2

علوم و فناوری اطلاعات

16

وب

2

کتابداری و اطلاع رسانی

13

اتفاق

1

رشد تکنولوژی آموزشی

9

اطلاع شناسی

1

دنیای کامپیوتر و ارتباطات

7

ایران

1

جهاد

6

پژوهش

1

کتاب ماه- کلیات

3

توسعه مدیریت

1

رهیافت

3

ثبت

1

حسابدار

3

جام جم

1

اطلاعات

2

خبرنامه انجمن کتابداری

1

تدبیر

2

رشد معلم

1

تکنولوژِی آموزشی

2

فرهنگ عمومی

1

جهان کتاب

2

مجله علوم انسانی دانشگاه شیراز

1

رایانه

2

نشر دانش

1

 

 
پر استناد ترين نويسنده و مترجم مورد استناد نويسندگان مقالات مورد بررسي
نويسندگان مقالات مورد بررسي، در مجموع به آثار 233 نويسنده يا مترجم ايراني استناد كرده اند. به دليل زياد بودن تعداد اين افراد، از آوردن اسامي آن ها خودداري مي گردد و تنها اسامي نويسندگان و مترجماني كه داراي بيشترين تعداد استناد بوده اند، در جدول شماره 8 ارائه مي گردد. بر اساس اين جدول، آقاي دكتر رحمت الله فتاحی عضو محترم هيأت علمي دانشگاه فردوسی مشهد با 10 استناد و خانم پوری سلطانی و دکتر جعفر مهراد با 8 استناد، پر استناد ترين نويسندگان و مترجمان در مقالات مورد بررسي بوده اند.


 جدول8. پر استنادترين نويسندگان و مترجمان در مقالات مورد بررسي

 

نويسندگان و مترجمان

تعداد استناد

نويسندگان و مترجمان

تعداد استناد

رحمت الله فتاحی

10

فرنود حسنی

4

پوری سلطانی

8

کیوان کوشا

4

جعفر مهراد

8

ماندانا صدیق بهزادی

3

محمدباقر منهاج

7

احمد میرزاده

3

عباس حری

6

جواد بشیری

3

عباس گیلوری

6

سارا کلینی

3

فروردین راستین

6

 شهاب مباشری

3

فریبرز خسروی

5

شیرین تعاونی

3

اسدالله آزاد

4

علی سینایی

3

کیوان کوشا

4

فریده عصاره

3

زهیر حیاتی

4

محمدحسین دیانی

3

علی رضا نوروزی

4

محمدرضا داورپناه

3

 

 
فعال ترين نويسندگان و مترجمان در مقالات مورد بررسي
پس از بررسي مقالات منتشر شده در مجله الکترونیکی در سال 1385 مشخص گرديد كه 95 مقاله منتشره در اين مدت، در مجموع داراي 139 نويسنده و مترجم بوده است. به دليل زياد بودن تعداد اين افراد، از آوردن اسامي آن ها خودداري مي گردد و تنها اسامي نويسندگان و مترجماني كه داراي بيشترين تعداد مقاله منتشر شده بوده اند، در جدول شماره 9 ارائه مي گردد. بر اساس اطلاعات زير، آقاي دكتر امیرابوالفضل صورتگر با انتشار6 مقاله تاليفي و ترجمه فعال ترين نويسنده در ميان نويسندگان و مترجمان مقالات مورد بررسي بوده اند.


 جدول9. فعال ترين نويسندگان و مترجمان در مقالات مورد بررسي

نویسندگان و مترجمان

تعداد مقالات

نویسندگان و مترجمان

تعداد مقالات

امیرابوالفضل صورتگر

6

عاصفه عاصمی

2

زهرا بتولی

3

فروغ رحیمی

2

شیدا نجفی نیا

3

لیلا معصومی

2

افسانه حاضری

2

محسن حاجی زین العابدینی

2

افسانه شهرابی

2

محمدامین عرفان منش

2

الهه روحی دل

2

محمد پویان

2

امیرحسین عبدالمجید

2

محمد زره ساز

2

حسن صیامیان

2

مریم اسدی

2

ربابه صمدی علی نیا

2

محمدکریم صابری

2

رضا تاج آبادی

2

مرتضی رحمانی

2

رضا رجبعلی بگلو

2

مرضیه خالوئی

2

رضا شاه امیری

2

نادر نقشینه

2

زهره زاهدی

2

مریم صراف زاده

2

زهره عباسی

2

نوشین مهدوی

2

سعیده ولی زاده حقی

2

مهدی طاهری

2

سیامک بنیادی رام

2

نرجس ورع

2

 


 خلاصه يافته ها و نتيجه گيري
95 مقاله منتشر شده در مجله الکترونیکی نما در سال 1385، در مجموع داراي 1247 استناد بوده اند كه تعداد متوسط استناد براي هر مقاله، 12/13 استناد است. 53/70 درصد (67 مقاله) مقاله تاليفي و47/29 درصد (28 مقاله) مقاله ترجمه اي هستند. میانگین استنادها در مقالات تالیفی 04/11 استناد و در مقالات ترجمه ای 21/18 استناد می باشد
بررسي محمل هاي اطلاعاتي نشان مي دهد كه ميزان استناد به نشريات ادواري 65/36 درصد (457 مورد)، كتاب 85/18 درصد (235 مورد)، وب سايت 17/23 درصد (289 مورد)، پايان نامه 6/1 درصد (20 مورد)، سمينار و كنفرانس ها 45/5 درصد (68 مورد)، گزارش ها 5/4 درصد (56 مورد) و ساير محمل هاي اطلاعاتي46/7 درصد (93 مورد) بوده است. همچنين نوع 32/2 درصد (29 مورد) از استنادها نيز مشخص نبود.     
توزيع استنادهاي مقالات مورد بررسي بر اساس زبان منابع نشان مي دهد از مجموع 1247 استناد بررسي شده، 866 مورد (44/69درصد) به زبان انگليسي، 380 مورد (4/30درصد) به زبان فارسي و 3 مورد (16/. درصد) به ساير زبان ها بوده است.
بررسي الگوي نويسندگان مقالات نشان مي دهد كه تمايل براي انتشار انفرادي مقالات، بيشتر از انتشار گروهي بوده است. از مجموع 95 مقاله مورد بررسي، 65 مورد (43/68 درصد) داراي يك نويسنده يا مترجم، 21 مورد (1/22 درصد) داراي دو نويسنده يا مترجم، 7 مورد (37/7 درصد) داراي سه نويسنده یا مترجم، 1 مورد (05/1 درصد) دارای چهار نویسنده یا مترجم و 1 مورد (05/1 درصد)دارای 7 نویسنده بوده است.
نتايج بررسي ها نشان داد كه پر استنادترين مجلات فارسي مورد استناد توسط نويسندگان مقالات مورد بررسي، به ترتيب پیام کتابخانه با 19 استناد و فصلنامه كتاب و نما با 18 استناد بوده اند و در مجموع نويسندگان مقالات مورد بررسي به مقالات 32 نشريه مختلف استناد كرده اند. همچنين نويسندگان اين مقالات به آثار 233 نويسنده يا مترجم ايراني استناد كرده اند كه آقاي دکتر رحمت الله فتاحی، پر استناد ترين نويسنده و مترجم بوده اند.
مقالات 139 نفر از نويسندگان و مترجمان كشورمان، در شماره هاي بررسي شده منتشر شده است كه در اين ميان آقاي دكتر امیرابوالفضل صورتگر با 6 مقاله، داراي بيشترين تعداد انتشارات بوده اند.
 
پيشنهادات پژوهش
1. تحليل استنادي مقالات مجله الکترونیکی نما در دوره هاي زماني دیگر و با در نظر گرفتن ساير فاكتورهاي موجود در علم تحليل استنادي صورت گيرد.
2. ميزان حضور مقالات مجله الکترونیکی نما اطلاعات در نمايه نامه ها و مجلات علمي بين المللي و داخلي بررسي گردد.
3. ساير نشريات مرتبط در حوزه علوم كتابداري و اطلاع رساني نيز از نظر استناد، تحليل شوند و نتايج آن ها با نتايج تحقيق حاضر مقايسه شود.
4. مقايسه تحليل استنادي مجلات داخلي با مجلات فعال در عرصه بين المللي مي تواند نقش موثري در بهبود وضعيت و افزايش كيفيت مجلات داخلي ايفا نمايد.
 
منابع و مآخذ:
1. تيمورخاني، الف (1381). تحليل استنادي مقالات تاليفي فصلنامه كتاب، فصلنامه كتاب، 13 (3)، 32-45.
2. مجله الکترونیکی نما. قابل دسترسی در آدرس اینترنتی:

http://www.irandoc.ac.ir/e-journal.htm  < <8 sep 2007>

 3. محمدزاده، ف (1376). بررسي وضع استناد در مجلات فارسي كتابداري و اطلاع رساني از آغاز نشر، پايان نامه كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه تهران
4. مقصودي دريه، رویا (1381). بررسي استنادي مقالات در مجلات علوم اطلاع رساني، فصلنامه پيام كتابخانه، فصلنامه كتاب و كتابداري در سال هاي 1378-1379، كتابداري، 39، 23-39.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 7:54 توسط مهدی تلخابی |